{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:11

جیناا
یهو از خواب پریدم .

هوف این دیگه چه خوابی بود خدایا خودت صبر بده.
به ساعت نگاهی انداختم ساعت30: ۱شب رو نشون میداد .
هنوز برای اون خواب داشتم نفس نفس میزدم این خواب حتما یه خیال بوده آره حتما یه خیال بود سرمو بین دوتا دستم گذاشتم سکوت این خونه. رومخ بود. اما صدای تیک تاک ساعت رومخ تر آخه ات تو مگه کرم داری که تنهایی میای تو این جای غریب .

صدای غاروغور شکمم بلند شد الان آخه ساعت ۱ شبه غذا بخورم هیکلم خراب میشه 😐

ولش سیر شدن بهتره رفتم توی آشپزخونه خوبه سوشی آماده بود همونو توی فر گذاشتم و بعد دو دقیقه آماده شد خوردمش رفتم سمت تلوزیون و سریال قاضی جهنمی رو تماشا کردم لعنتی با روحیه ی من خیلی سازگاره. حدود ساعت ۵ بود که نفهمیدم چی شد و تا سرم به بالشت برخورد کرد خوابم گرفت ......

ویو صبح
+آخ گردنم آی اوه پس بگو بخاطر چی گردنم رگ به رگ شده چون روی مبل خوابیدم .
وارد اتاقم شدم یه پیراهن سفید با یه شلوار بگ پوشیدم بجای آرایش هم فقط یه مقدار ضد آفتاب زدم این خونه بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم عذاب آور تره. تازه یه روز گذشته خدا برسه به هفت روز .

یه دقیقه موندن هم تو این خونه عذاب آوره دلم میخواست جایی برم که نه عذابم بده نه مجبورم کنه از خود واقعیم دور باشم. و چی بهتر از خوشگذرونی لب دریا .

یه تاکسی گرفتم گفتم دم این سوپرمارکتی وایسه. نمیخواستم خوراکی. بخرم فقط دوتا سوجو با درصد ۷۰ خریدم .
پولشو حساب کردم به راننده هم گفتم بره سمت دریا 하늘درسته این دریا به دریای آسمان معروف بود چون انقدر صاف و شفاف بود که بعضیا معتقدن میتونه آینده تو بهت نشون بده .

پول تا کسب هم حساب کردم هنوز دریا اون زیبایی خاص خودشو که توی شب بود نداشت گوشه ای از ماسه نشستم موهام رو باز کردم و گذاشتم با هر موج دریا یکصدا هم نوا بشه .

+جونگکوک خدا بگم چیکارت نکنه حتی اینجاهم به یاد تو میوفتم.
چشمامو بسته بودم. و گوشامو تیز تر کرده بودم تا از این حس آرامش لذت ببرم اما صدای ویبره رفتن موبایلم داخل کیفم مانع آرامشم شد موبایل و از کیف برداشتم و با روبه رو شدن اسم . (My love)خشکم زد ‌ .

دستام نه توان برداشتن موبایل رو داشت و نه توان قطع کردن موبایل چشم نخوره هم خیلی حلال زادست موبایلو برداشتم که گفت.

_ات عشقم. حالت خوبه داری چیکار میکنی. کجایی .
+اولا سلام دوما بتوچه سوما چرا زنگ زدی .
_صدای موج میاد پس دوباره رفتی پاتوق همیشگیت .
+جونگکوک ببین نمیای .
_توراهم منتظرم باش .
+جونگ......لعنتی نذاشت حرف بزنم که قطع کرد هوفف.

به کنارم نگاه کردم یا امام زمان این سگ چرا کنار من نشسته. اوخودا جقد مظلومه .

+اسمت چیه سگ کوچولو تو چقد نازی آخه.
٪هاپ هاپ
+ای خدا اسمتو میذارم شوشویی.

_یک روزه که بدون بوی تنش خوابیدم هرچقدر از مامانم میپرسم که کجاست جواب نمیده لعنتی. جرئت زنگ زدن بهش رو نداشتم. اما بالاخره نگران شدم و بهش زنگ زدم و فهمیدم که رفته پاتوق همیشگیش با اون لباسام که شامل. لباس اسلش و شلوار بگ بود سوار ماشین شدم و چند دقیقه بعد رسیدم . هبچ کسی کناره های دریا نبود بجز یه. دختر مو بلند با یه سگ کنارش آروم آروم سر ماسه ها پاهامو گذاشتم و رفتم نزدیکش وایسا ببینم چی نه نه. اون بهش گفت شوشویی.

_منظورت از شوشویی چیه

+عع تو کی اومدی
_فقط من شوشوییتم نه اون

+تو داری به سگ حسودی میکنی


_حسادت واژه بچگونه ایه من سر کسی که دوسش دارم آدم میکشم.

+)وایی. خداا. با خنده. )واقعا که
_جدی بودم. (اخم کیوت )

+بگذریم سوجو میخوری .
_آره
یکی از سوجوهارو دادم به جونگکوک و یکیم برا خودم. کوک سمت چپ من نشسته بود و شوشویی سمت راستم هردو میخواستن همو پ*ار*ه کنن خدایا چرا هرکی منو میبینه عاشقم میشه😐.

چندساعتی گذشته بود شوشویی (سگه )هم لبمو لیسید و بعد رفت جایی دور جایی که دیگه شاید هیچوقت نبینمش جونگکوکم که میخواست بزنه سگ به اون کیوتیو بکشه .

بطری سوجو ها کنار ماسه ها ولو شده و خالی شده بودن هوا داشت تاریک تر. و رفته رفته سرد تر میشد ‌.

کوک که متوجه این موضوع شد گفت بهتره بریم خونه .

+من خونه تو نمیام البته فعلا .

_اوه پس خانم ناز کرده و گرنه منو بخشیده (با کیوتی )

+آهم یکم آله.

......

+به کوک آدرسو دادم و منو رسوند خونه

+کوک بابت همه چی ممنونم

_خواهش میکنم عشقم

+هنوز نبخشیدمتاا

_باشه باشه

+برو دیگه خدافظ

_خدافظ عشقم. و. رفت
دیدگاه ها (۰)

part:ادامه ۱۱پارت ... توی پارت قبلی جا نشددر خونه رو بازکر...

part:10

part:9

برادر ناتنی بد 🎀p¹⁴انقدر گریه کردم که همونجا رو صندلی خوابم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط